تعدد زوجات ؛حلال یا حرام؟

سید محمد موسوی بجنوردی، رئیس دایره المعارف بزرگ اسلامی و پدر همسر سید حسن خمینی است. وی با رتبه استاد تمامی عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی(تربیت معلم) می باشند. با روی کار آمدن دولت اعتدال، مجالی یافته تا هر از چندگاهی اظهارات شاذ خود را به صورت عمومی بیان کند.

 یکشنبه هفته گذشته در سایت خبری مشرق مصاحبه با جناب حجت الاسلام موسوی بجنوری[1] به نقل از سایت جماران[2] در باب تعدد زوجات و شبهه شرعی داشتن آن در زمانه حاضر، منتشر شد. این مصاحبه حاوی نکات قابل تأملی بود و اکثر مطالب ایشان خلاف مبانی عقیدتی و فقاهتی دینی است. در این مطلب مختصراً به نقد این مصاحبه و نظرات ایشان پرداخته می شود.

 

ایشان در این مصاحبه با ذکر این مطلب که همسر دوم گرفتن امروزه شکنجه همسر اول محسوب می شود؛ این کار را دارای شبهه دانستند. همچنین ایشان با ذکر این نکته که جهت ازدواج مجدد لازم است مرد عدالت داشته باشد؛ و سپس با ذکر این نکته که عدالت ممکن نیست گفته اند این کار دارای شبهه است. نکته ی بعدی که ایشان متذکر شده اند این است که همسر دوم با استناد به آیه قرآن برای سرپرست یتیمان است نه برای همه مردم.

 

در این باب نکاتی قابل ذکر است:

 

1- ازلی و ابدی بودن احکام اسلام

 

اولین اصل در اسلام و فقه این است که احکام اسلام ازلی و ابدی هستند. و اینطور نیست که با گذشت شرایط؛ احکام اسلام نیز عوض شود.

 

روایت مشهور زیر به نقل از زراره در کتاب شریف کافی متضمن بیان این مطلب است: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَقَالَ حَلَالُ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِی‏ءُ غَیْرُهُ وَ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَةً إِلَّا تَرَکَ بِهَا سُنَّةً.»[3] یعنی «زرارة گوید از امام صادق (ع) راجع بحلال و حرام پرسیدم فرمود: حلال محمد همیشه تا روز قیامت حلالست و حرامش همیشه تا روز قیامت حرام، غیر حکم او حکمى نیست و جز او پیغمبرى نیاید و على (ع) فرمود هیچ کس بدعتى ننهاد جز آنکه بسبب آن سنتى را ترک کرد

 

در اینجا امام صادق(ع) صراحتاً می فرماید احکام إلی الأبد هستند و کسی حق تشریع حکم الهی ندارد؛ و بدعت گزار موجب ترک یک سنت می شود.

 

پس ما نباید با پسند خودمان و با پسند زمانه و با استفاده از استحسانات و مصالح مرسله که از اصول فقه عامه است و بشدت مورد نهی أهل البیت(ع) قرار گرفته است؛ حلال خدا را حرام و حرامش را حلال بکنیم.

 

البته ما در فقه احکام ثانویه نیز داریم. اما نکته ی قابل توجه این است که خود همین احکام ثانویه نیز در دایره حلال ها و حرام هائی قرار می گیرد که طبق روایت فوق الذکر، ابدی و إلی یوم القیامة هستند. همین احکام ثانوی نیز طبق ضوابط فقهی و با دستور و تشریع الهی بدست می آید و الکی و طبق سلیقه و آراء و أهواء شخصی نیست. برای مثال همان خدائی که فرموده برای نماز وضو بگیر؛ همان خدا فرموده اگر آب برایت ضرر داشت؛ تیمم کن. همان خدائی که روزه ماه مبارک رمضان را واجب کرده است؛ همان خدا هم روزه ماه مبارک را از عهده مریض برداشته است. پس نباید تصور شود که احکام ثانوی چیزی خارج از دایره فقه هستند و ما از خودمان و طبق سلایق شخصی این احکام ثانوی را وضع کرده ایم؛ بلکه همین احکام ثانوی نیز مانند احکام اولیه تابع تشریع الهی است و باید با روض فقاهتی و اجتهادی استنباط شود.

 

اینکه ما بخواهیم طبق شرایط زمانه احکام الهی را تغییر دهیم؛ با همچین مبناهائی خیلی از احکام نیز باید تغییر کند. برای مثال امروزه می گویند چون خیلی از بانوان نیز مانند آقایان سرکار می روند و حتی ممکن است خیلی از بانوان سرپرست خانوار باشند؛ پس باید ارث و دیه زن و مرد یکی باشد. در صورتی که حکم ارث و دیه به تشریع الهی است که علت وضعش بر ما پوشیده است. پس نمی توان با حدسیات و گمانه هائی که به تصریح قرآن «إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئا» احکام الهی را دستخوش تغییر و تحول کرد.

 

حال در اینجا نیز اینطور است. خداوند متعال تعدد زوجات را حلال کرده است-البته با رعایت شرایطش- و این حلیت نیز مانند همه احکام دیگر ابدی و تا روز قیامت است؛ پس نمی توان گفت که مثلاً چون زمان صدر اسلام تعدد زوجات رایج بوده و کسی با این امر مشکلی نداشته است(که البته این تفکر قابل نقد است و روایاتی هست که در آن زمان نیز برخی ها با این مسأله مشکل داشته اند.) اما امروزه اینگونه نیست؛ پس باید تعدد زوجات امروزه ممنوع اعلام شود. یا اینکه مثلاً تعدد زوجات برای آن زمان بوده که مردان زیادی در جنگ ها کشته می شدند و تعداد زیادی زن بدون شوهر می ماندند؛ اما الان اینگونه نیست؛ پس باید تعدد زوجات را حرام اعلام کرد. خداوند متعال تعدد زوجات را بصورت مطلق حلال کرده و نگفته که مثلاً صرفاً در این شرایط حلال است و اگر این شرایط نبود تعدد زوجات حرام است. یا مثلاً نگفته که تعدد زوجات برای زمانی است که مردان زیادی در جنگ کشته می شوند؛ پس اگر اینگونه نشد تعدد زوجات حرام است؛ بلکه این تعدد زوجات مطلقاً حلال است برای تمامی ازمنه و امکنه. البته واضح و بدیهی هست که این حکم نیز مانند هر حکم دیگری اگر در تزاحم با یک حکم أهم دیگری قرار گرفت؛ این مهم فدای آن أهم می شود. البته همین أهم و مهم را نیز باید با روش فقهی و اجتهادی بدست آورد که چه امری أهم است و چه امری مهم. و نمی توان با سلایق و آراء و أهواء أهم و مهم را مشخص کرد.

 

2- شکنجه همسر اول

 

در باب شکنجه همسر اول که ایشان به عنوان یکی از أدله شبهه شرعی داشتن تعدد زوجات ذکر کرده اند؛ باید دانست که فرق می کند اینکه عملی را انسان انجام دهد به نیت إیذاء یک مومن یا اینکه نه نیت إیذاء نیست؛ اما به هر دلیلی مومنی از فعلی آزار دید. اگر نیت إیذاء باشد قطعاً کار حرام است. اما اگر نیت إیذاء نباشد حکم قضیه فرق می کند. در اینجا نیز اینگونه است. بله اگر مردی برود همسر دوم بگیرد به نیت إیذاء همسر اول؛ قطعاً مرتکب حرام شده است. اما اگر نیت أیذاء نباشد و همسر اول از این کار ناراحت شود؛ حکم قضیه فرق می کند. خداوند نیز نفرموده در صورتی که همسر اول ناراحت شود؛ این حکم حرمت دارد. نه تنها همچین مطلبی را نفرموده؛ بلکه این ناراحتی همسر اول که ناشی از حس مذموم حسادت زنانه است؛ بشدت هر چه تمام تر در روایات ما مذمت شده است. در کتاب شریف کافی 5 حدیث در باب حس حسادت زنانه است که مطالعه آنها خالی از لطف نیست. به برخی از این احادیث توجه بفرمائید:

 

الف- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَیْسَ الْغَیْرَةُ إِلَّا لِلرِّجَالِ وَ أَمَّا النِّسَاءُ فَإِنَّمَا ذَلِکَ مِنْهُنَّ حَسَدٌ وَ الْغَیْرَةُ لِلرِّجَالِ وَ لِذَلِکَ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَى النِّسَاءِ إِلَّا زَوْجَهَا وَ أَحَلَّ لِلرِّجَالِ أَرْبَعاً وَ إِنَّ اللَّهَ أَکْرَمُ أَنْ یَبْتَلِیَهُنَّ بِالْغَیْرَةِ وَ یُحِلَّ لِلرِّجَالِ مَعَهَا ثَلَاثاً.[4]

 

ترجمه: غیرت ورزی روا نیست مگر برای مردان و اما غیرت زنان در حقیقت حسادت است و چون غیرت تنها مخصوص مردان است به همین دلیل خداوند بر زنان جز شوهرشان را حرام کرده است ولی بر مردان چهار زن را حلال نموده است. و خداوند کریم تر از آن است که از سویی به زن غیرت بدهد و از سوی دیگر برای مرد سه زن دیگر را علاوه بر آن زن حلال کند!

 

در این حدیث می بینیم که امام(ع) یک استدلال عقلی ارائه می دهند مبنی بر اینکه خداوند غیرت را در وجود زنان قرار نداده است؛ و این مسأله همان حسادت هست. چون اگر خدا غیرت را به زنان نیز مانند مردان داده بود؛ بر مردان 3 زن دیگر را حلال نمی کرد.(مانند زن که مردان دیگر جز شوهر بر او حرام هستند.) در صورتی که حلال کرده است. پس معلوم می شود خدا غیرت را به زنان نداده است.

 

ب- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجْعَلِ الْغَیْرَةَ لِلنِّسَاءِ وَ إِنَّمَا تَغَارُ الْمُنْکِرَاتُ مِنْهُنَّ فَأَمَّا الْمُؤْمِنَاتُ فَلَا إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ الْغَیْرَةَ لِلرِّجَالِ لِأَنَّهُ أَحَلَّ لِلرَّجُلِ أَرْبَعاً وَ مَا مَلَکَتْ یَمِینُهُ وَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْمَرْأَةِ إِلَّا زَوْجَهَا فَإِذَا أَرَادَتْ مَعَهُ غَیْرَهُ کَانَتْ عِنْدَ اللَّهِ زَانِیَةً[5].

 

ترجمه: خدای بلند مرتبه غیرت را در وجود زنان قرار نداد و تنها زنان نا شایست غیرت می ورزند ولی زنان مومنه[حقیقی] نه! همانا خداوند غیرت را تنها در مردان قرار داد از اینرو برای مرد چهار زن را حلال فرمود ولی برای زن جز شوهرش را حلال نکرد پس زنی که علاوه بر شوهرش مرد دیگری را اراده کند نزد خداوند زناکار است.

 

در این حدیث امام(ع) می فرماید زنان مومنه حقیقی به دلیل اینکه تسلیم محض احکام الهی هستند و یکی از احکام الهی حلال بودن تا 4 زن دائم برای یک مرد است؛ لذا از این مسأله احساس ناراحتی و شکنجه نمی کنند و زنی که از این مسأله ناراحت شود یا احساس شکنجه بکند؛ زنی است ناشایست که در برابر احکام الهی تسلیم محض نیست.

 

ج- عَنْ خَالِدٍ الْقَلَانِسِیِّ قَالَ: ذَکَرَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع امْرَأَتَهُ فَأَحْسَنَ عَلَیْهَا الثَّنَاءَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَغَرْتَهَا قَالَ لَا قَالَ فَأَغِرْهَا فَأَغَارَهَا فَثَبَتَتْ فَقَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی قَدْ أَغَرْتُهَا فَثَبَتَتْ فَقَالَ هِیَ کَمَا تَقُولُ.

 

ترجمه: مردی نزد امام صادق علیه السلام از زن خود بسیار تعریف و تمجید کرد حضرت فرمود:تا به حال غیرت او را آزموده ای؟ مرد گفت :نه! حضرت فرمود غیرتش را بیازما! پس آن مرد چنین کرد و زنش هم ثابت قدم ماند. [و حسادت نورزید.] خبر را به امام داد و حضرت فرمود: زن تو حقیقتا همانگونه است که تعریف کردی!

 

این حدیث نیز بسیار جالب و قابل تأمل است. فردی از همسرش تعریف می کند یعنی همسر خوبی دارد. اما امام(ع) به او می فرماید او را در موضع غیرت آزموده ای؟! یعنی اینکه اگر زن زن خوبی است و همه ویژگی های یک زن خوب را نیز داشته باشد؛ تا در این موضع نیز سربلند از امتحان بیرون نیاید؛ نمی توان گفت زن خوبی است. بلکه می توان نتیجه گرفت از این حدیث که اگر همسر این مرد در این مسأله شکست می خورد؛ از نظر امام(ع) اصلاً زن خوبی محسوب نمی شد و سایر ویژگی های خوبش نیز به حساب نمی آمد.

 

پس باید دانست این حس ناراحت شدن همسر اول بشدت در روایات مذمت شده است.

 

3- رایج بودن این مسأله در صدر اسلام و مشکل نداشتن زنان با این امر

 

ممکن است گفته شود این مسأله در زمان صدر اسلام رایج بوده و زنان با این مسأله مشکلی نداشته اند. در صورتی که روایاتی داریم که نشان می دهد زنان آن دوره نیز با این مسأله مشکل داشته اند. و حتی این مسأله در بیت امام معصوم(ع) نیز وجود داشته است.

 

برای نمونه در روایتی داریم: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ امْرَأَتِی حَلَبَتْ مِنْ لَبَنِهَا فِی مَکُّوکٍ فَأَسْقَتْهُ جَارِیَتِی فَقَالَ أَوْجِعِ امْرَأَتَکَ وَ عَلَیْکَ بِجَارِیَتِکَ وَ هُوَ هَکَذَا فِی قَضَاءِ عَلِیٍّ ع.»[6] ترجمه: «امام صادق(ع) می فرماید: مردی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! همسر من از شیر خود در ظرفی دوشیده و به کنیزم خورانده است. فرمود: همسرت را تنبیه کن و با کنیزت باش»

 

حدیث جالبی است. زنی آنقدر حس حسادت بر او غلبه کرده است که می آید از شیر خود به کنیز شوهرش می دهد؛

/ 0 نظر / 11 بازدید